عید 95 و اولین مسافرت نیلوجان
آخرین چهارشنبه سال بود منم مطابق سالهای پیش منتظر عیدی از طرف مامان جون وباباجون بودم که دایی جون زحمتشو کشید و واسمون عیدی آورد.
راستی شلواری که تو تنت هست من با عشق تو واسه اولین بار خیاطی کردم. دست بقیه هم درد نکنه دایی جون و خاله جون و عمو جون و مامان بابایی که واست هدیه های خوشگلی گرفتن.


روز دوم عید من و تو بابایی رفتیم بانه واسه من که از موقع تولد تو خونه نشین شده بودم هر چند مسافرت یکروزه بود ولی خوب بود.
روز چهارم عید به همراه عموجونت اینا رفتیم خونه عمه زهرا و از اونجا روستا. روستا خیلی خوب بود اگه سگها میزاشتن میخواستم واسه اولین بار من و تو روستارو بگردیم که نشد . از اونجا رفتیم مشکین شهر واسه دیدن پل معلق که دختر گلم هم ما رو تو پل معلق همراهی کرد .
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عید 95 و اولین مسافرت نیلوجان
