تولد دو سالگی
دختر گلم بزار اینجوری شروع کنم که من و بابایی برای اینکه اطرافیان رو به زحمت ندازیم و طبق تجربه تولد یک سالگی خواستیم کسی رو دعوت نکنیم واسه همون گفتیم یه تولد سه نفره تو پارک بگیریم منتها مامان جون دست وردار نبود عین بچه کوچلو ها که واسشون تولد میگیرن و کلی ذوق میکنن میگفت که ما رو دعوت هم نکنین خودمون میاییم این شد که خاله جون و دایی جون هم گفتن ماهم میاییم و بابایی هم اینو پیش خانواده اش گفت و اونو هم تشریف آوردن . واسه همون امسال برخلاف سال قبل همه بودن.
من و بابایی تصمیم گرفتیم واسه هدیه تولدت ماشینی که باباجون اینا سال قبل واسه ات گرفته بودن رو ارتقا بدیم تبدیل به سه چرخه گرفتیم آخه ماشالله کلی بزرگ شدی . سه چرخه رو گرفتیم دیگه از ذوق دلت نمیخواست سوار ماشین شی برا همون بابایی و تو با سه چرخه یه مسیری رو پیاده روی کردین منم پشت سر شما با ماشین . تا ماشینو نگه میداشتم که سوار شین گریه میکردین .

راستش دخترم نمیدونم چرا اینقدر نسبت به تو حساس شدم حتی فکرشم نمیخوام بکنم که چیزی کم گذاشته باشم واست .
برای اینکه تولدت خالی از لطف نباشه یه چند تایی تزییناتی برای تزیین پارک گرفته بودیم که متاسفانه بابایی موقع تزیین با سوزنی که تو دستش بود همه بادکنکات رو ترکوند . موند چندتایی . ولی شمعتو خیلی پسند کردم امیدوارم خودتم بپسندی

خب بزار هدیه هات هم بگم که بعدا خاطره بشه واست من و بابایی که سه چرخه گرفتیم - مامان جون مامانی نیم سکه - دایی جون عروسک - خاله جون پالتو حموم - مامان جون بابایی بلوز و شلوار - عمه نرگس خرس - عمه زهرا جعبه آرایش اسباب بازی - عموجون هم بلوز و شلوار
شرح تولد : ما که تولدو تو پارک و تو آلاچیق شاه گلی گرفتیم یکم جا تنگ بود اونم به خاطر این بود که نمیدونستیم همه تشریف میارن عوضش صفای دیگه ای داشت که مجبور شدیم موقع خوردن ناهار تو دو تا آلاچیق پخش شیم . تو اون جو صمیمانه دختر خوشگلم با رقصت مجلس رو زیباتر هم کردی که فیلمشو انشالله موقع بزرگ شدن نشونت میدم .


تولد دو سالگی
