نیلو جاننیلو جان، تا این لحظه: 11 سال و 2 ماه و 12 روز سن داره

دنیای من نیلو

تولد یکسالگی

1395/5/27 13:50
نویسنده :
369 بازدید
اشتراک گذاری

از دوماه پیش فکرم کاملا درگیر تولدت بود

اولین کار دوختن لباس تولدت بود ست دامن توتو که خودم دست بکار شدم .

بعدش عکس آتلیه واسه یک سالگیت رو گرفتیم اخه میخواستم تم تولدت نیلو باشه.

از اونجایی که هر ماه یه عکس از بزرگ شدنت گرفته بودیم خواستم اونارو تو فتوشاپ کار کنم و آلبوم یکسالگیت رو واسه روز تولدتت تموم کنم برا همون کارهای البوم رو انجام دادم.

از یه طرف دیگه موقع خریدن سیسمونی تو ست تختت میز ارایش نبودم خواستم خودم واسه تولدتت میز ارایش بگیرم که طرحشو کشیدم و چوبهاشو خریدم بابای هنرمندت هم زحمت ساختشو کشید.

حالا نوبت طراحی تزیینات خونه و تم بود که دست بکار شدم. به شرح زیر

 

اینم پشت و روی کارت یادبودنه

اینم میز پذیرایی آبمیوه و بستنی باقلوا و میوه و شکلات و تم روی لیوان و بشقاب

بابایی هم زحمت سفارش کیک  و صندلی ها رو کشید و با یه سورپرایز خوب که دوست و همکار بابایی هنرمند خوبیه تو موسیقی ایشون رو هماهنگ کردن که بیان با هنرشون مجلس ما رو شادتر بکنن( ممنون از حمتشون که اومدن)

از دوماه پیش فکرم درگیر تولدت بود که چیکار کنم که هم خوب برگزار بشه و هم مثل دندونی با نیومدن یه سری از مهمونات که واقعا ناراحت شدم ، نباشه. البته اون دفعه هم خودمونی بود. واسه همون از مهمونا خواستم که اگه دوس ندارن بیان لطفا قبلش اطلاع بدن که بازم عمه جونات کم لطفی کردن و نیومدن .

خب بریم سراغ هدیه هات .اولی واسه مامانی هست

بابایی هم دوس داشت واست ماشین شارزی بگیره ولی به خاطر اینکه باباجون مامانی واست ماشین گرفته بودن کارت هدیه به مبلغ ماشین رو واست هدیه داد.

دایی جون هم میدونست عاشق موبایلی برات زحمت گوشی رو کشید

خاله جون هم زحمت خرگوش رو کشید که البته زورت نمیرسید که بغلش کنی

مامان جون بابایی و عمو جونت و دوست بابایی نقد هدیه دادن . دست همه درد نکنه که وقت گذاشتن و تو شادی ما شریک شدن . دست تو هم درد نکنه دخترگلم که از بابایی خواستی واسم هدیه تشکر واسه زحمت یک سالم بگیره محبتو هم بابابت اینکه مدام نق زدی ممنونم اخه هوا واقعا گرم بود

پسندها (2)

نظرات (0)